ترکمن کلیک

سه شنبه 3 مهر 1386

جک های مودبانه

نویسنده: سعید م ح   طبقه بندی: جوکستان، 

 
 
یك روز مافوق به زیر دستش می گه تا ساعت 12 شب این برگه جریمه رو تموم كن . اونم تمام بر گه ها روتمام میكنه به جز یكی تا به یك موتور سوار می رسه .ازش كارت بیمه وگواهی نامه میخواهد همه رو داره حتی كلاه هم داره درحالیكه سرباز درمونده میپرسه این وقت شب تنهاچرا امدی بیرون ؟ اونم میگه من كه تنها نیستم خدا وپیغمبروامام هم با من اند. سرباز میگه خوب حالا سه تركه میكنی اینم جریمت!
 
یه روز حضرت محمد میره تو غار حرا بعد خدا بهش میگه اقرا ربك الذی خلق حضرت محمد میگه خا ای كه گفتی ینی چه؟
 
یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا اشپیل داری؟ میگه: اشپیل دیگه چیه؟ میگه: بابا اشپیل دیگه. یارو میگه: یعنی چی؟ درست تلفظ كنین من بفهمم. یارو میگه: بابا جان اشپیل، دیگه! یارو میگه: آقا من كه نمیفهمم شما چی میگین، بگذارین به همكارم بگم شاید اون بفهمه. رفیق یارو هم زبونش میگرفته، میاد. بهش میگه: آقا اشپیل دارین، یارو هم میره براش یه چیزی میاره بهش میده و میره، بعد همكارای یارو ازش میپرسن: این چی میخواست؟ میگه: اشپیل! میگن: بابااین اشپیل دیگه چه كوفتیه!؟ اصلاً برو یكم از این اشپیل ور دار بیار ببینیم چیه. یارو میره و بر میگرده میگه: اشپیل تموم شد
 
مامانه برا بچش لالایی می خونده یه نیم ساعتی كه می گذره بچهه میگه خوب دیگه مامان خفه شو می خوام بخوابم
 
یك بابایی حواسپرتی داشته، میره كلاس "مِدیتیشن" (شرمنده اسمش تخمیه، دیگه همینه كه هست!). یك روز رفیقش ازش میپرسه: رضا دیروز عصركجا بودی؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ایول بابا... كلاس چی؟ - ... ... ای بابا... یادم رفته اسمشو... چی بود ... یك جور اسم گل بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقایق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ایول... نرگس جون، قربونت یك دقیقه از آشپزخونه بیا، بگو اسم این كلاسی كه من میرم چیه؟
 
ملا نصرالدین خرش رو گم كرده بود و داشت خدا رو شكر میكرد ازش میپرسن: ملا چرا داری اینقدر شكر میكنی؟ ملا میگه: خدارو صد هزار مرتبه شكر من سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون زبان بسته گم شده بودم
 
اصفهونیه و رشتیه و تركه با هم یكجا كار میكردن. یك روز ساعت ناهار, اصفهونیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه قورمه‌سبزیه, میگه: ااای بازم قرمه سبزیِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزی باشه، من خودمو از این برج پرت میكنم پایین! بعد رشتیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه كله ماهی داره .. اونم شاكی میشه، میگه: ااووو! اگه فردام همین باشه منم خودمو پرت میكنم پایین! آخری تركه ظرف غذا رو باز میكنه، كوفته داره.. حالش به هم میخوره، میگه: ایلده اگه منم این ظرفو فردا باز كنم ببینم كوفته‌س.. خودمو پرت میكنم پایین! خلاصه فردا سه نفری میان سر كار و در غذاها رو باز میكنند و از قضا هر سه تا تكراری بوده، اینها هم خودشون رو پرت میكنند پایین! باری، پلیس میاد واسه تحقیقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو میگیره كه نقصیر شماهاست! زن اصفهونیه میگه: جناب سروان من نمیدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزی درست میكردم میخورد غر نمیزد! زن رشتیه میگه: اووو! تو رشت همه كله ماهی میخورن، من روحمم خبر نداشت این دوست نداره. زن تركه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونة مادرم بودم, این خودش واسه خودش غذا درست میكرد!!!
 
یه ابادانیه میخواست فرار كنه خارج ولی راهشو بلد نبود رفت لب مرز دید بعضی ها میرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور می كنن خوشحال شدكه راهشو پیدا كرده. رفت نزدیك مرز و رفت تو پوست یه گوسفند همینكه رسید به مرز پلیس دستگیرش كرد وبه زندان انداخت.از پلیسه پرسید: این همه ادم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور كردند چطور شد كه شما فقط منو دیدی؟ پلیسه گفت : اخه پدرسوخته كدوم گوسفندیه كه عینك ریبون میزنه؟
 
یك بابایی حواسپرتی داشته، میره كلاس "مِدیتیشن" (شرمنده اسمش تخمیه، دیگه همینه كه هست!). یك روز رفیقش ازش میپرسه: رضا دیروز عصركجا بودی؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ایول بابا... كلاس چی؟ - ... ... ای بابا... یادم رفته اسمشو... چی بود ... یك جور اسم گل بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقایق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ایول... نرگس جون، قربونت یك دقیقه از آشپزخونه بیا، بگو اسم این كلاسی كه من میرم چیه؟
 
ارمنیه و تركه و رشتیه و اصفهانیه یك عمر رفیق بودن. باری، از بخت بد، ارمنیه مرحوم میشه، باقی رفقا هم میرن تشییع جنازش. رسم این ملت هم گویا این بوده كه هركدوم از نزدیكان باید دم آخری یك پولی مینداختن تو قبر. خلاصه اول تركه میره بالاسر قبر و كلی گریه زاری میكنه و آخر هم دست میكنه، ده تا هزاری میندازه تو قبر. بعد رشتیه میاد باز كلی آه و ناله میكنه و بعد هم دست میكنه ده تا هزاری میندازه تو قبر. آخری نوبت اصفهانیه میشه، میاد جلوی قبر كلی گریه زاری میكنه، آخرش هم با بغض میگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگیرم. بعد یك چك سی‌هزارتومنی می‌نویسه میندازه تو قبر، بیست‌هزارتومن بقیشو برمیدار
 
یه روز یه خره لنز میزنه، میره تو جنگل. همه حیوونا نیگاش میكردن میگه: چیه! تا حالا آهو ندیدین
 
یه روز از یه پایین شهری می پرسن "زن ذلیلی" یعنی چی؟ میگه: همونیه كه بالا شهریها بهش میگن تفاهم
 
سه نفر می‌خواستن حكم بازی كنن، یك پا كم داشتن. یكیشون میگه: اصغرجون قربون دستت،‌ ببین كسی رو سر كوچه گیر میاری؟ اصغر از پنجره یك نگاه میندازه تو كوچه،‌ می‌بینه یك بابایی واستاده سر چهار راه، دستش رو هم كرده تو جیب شلوارش، داره واسه خودش سوت می‌زنه. اصغر از همون بالا داد می‌زنه: آقا! بازی میكنی؟!! یارو هول میشه،‌ میگه:‌ نه به خدا،‌ دارم تنمو می‌خارونم
 
یه روز یه فیله داشت تو رودخونه شنا میكرد یه مورچه میاد بیرون میگه:‌آقا فیله یه دقه میای بیرون فیله میگه : واسه چی مورچه میگه : یه دقه بیا فیله هم میاد بیرون مورچه خوب فیله رو نگا میكنه بعد میگه: خوب هیچی برو فیله كلافه میشه میگه: دددددددددد یعنی چی مورچه میگه : هیچی فكر كردم كه مایومو تو پوشیدی!!!
 
دوتا مگس سر یه گه نشسته بودن داشتن گه خوری میكردن مگس اولیه میگه:‌میدونی این گهی كه ما میخوریم مال یكی كه اسهال شده بود مگس دومی میگه: ااااااااااااااااااااااااااااا سر غذا حالم به هم نزن!!!
 
دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرویس كرده بودن، دیگه هروقت هرجا یك خراب كاریی میشده، ملت میدونستن زیر سر این دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكی میشن، میرن پیش كشیشِ محل، میگن:‌ تورو خدا یكم این بچه‌های مارو نصیحت كنید،‌ پدر مارو درآوردن. كشیشه میگه: ‌باشه، ولی من زورم به جفتِ اینا نمیده، باید یكی یكی بیاریدشون. خلاصه اول داداش كوچیكه رو میارن، كشیشه ازش میپرسه: پسرم، ‌می‌دونی خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمی‌ده، همین جور در و دیوار ر و نگاه می‌كنه. باز یارو می‌پرسه: پسرجان، می‌دونی خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمیاره. خلاصه دو سه بار كشیشه همینو می‌پرسه و پسره هم بروش نمیاره، آخر كشیشه شاكی میشه، داد میزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره می‌زنه زیر گریه و در میره تو اتاقش، در رو هم پشتش می‌بنده. داداش بزرگه ازش می‌پرسه: چی شده؟ پسره میگه: بدبخت شدیم! خدا گم شده، همه فكر می‌كنن ما برش داشتیم
 
یه تركه ویه عربه داشتند با هم دعوا میكردند وبه هم فحش میدادندیهو.تركه شروع میكنه به خندیدن میگن چرا میخندی ؟میگه اخه من دارم بهش فحش میدم اون داره برام قران میخونه
 
عملیه شب جمعه نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور كرده بوده و تو حال بوده، كه یهو یك توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، كه یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن كی زنگ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یك بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاكی میشه، میگه: ای بی ظرفیت!! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!!
 
به یه بابایی میگند:شنیدی رئیسِ بهشت زهرا رو گرفتند؟ میگه نه! واسه چی؟ میگند: آخه سئوالهای شب اول قبر را لو داده
 
یه روز به یه معتاده می گن: تو بیژنی؟ میگه: نه من ژن دارم
 
یه روز دختره و پسره داشتن تو خیابون قدم میزدن دختره بر میگرده به دوست پسرش میگه : دوس داری اونجائی رو كه دیروز آمپول زدم رو نشونت بدم ؟؟ پسره همچین با هول میگه آره آره .. دختره میگه : اون ساختمون روبروئی طبقه دوم
 
ه نفر به دوستش میگه من دیشب خواب دیدم دوتایی رفتیم اون دنیا؛مارو بردن یه جایی كه یه حوض پراز عسل ویك حوض پر از گه وكثافت بود بعد گفتند هركدومتون بپرید تو یكی از این حوضها توهم زود پریدی توحوض عسل منهم مجبورشدم برم تو حوض گه .دوستش خودشو باد میكنه ومیگه ما اینیم دیگه خوب بعدچی شد؟یارو میگه هیچی بعدش گفتند بیایید بیرون وهمدیگررولیس بزنید
 
یك قمری با یك بلبل ازدواج میكنن، اسم بچشون رو میگذارن: قُنبل
 
یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره، بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟ یارو میگه نخیر! میگه: كارت ماشین چی؟ مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف میكنه، میره سریع به مافوقش گذارش میده. خلاصه بعد از یك ربع سرهنگ مافوقش میاد، از مرده میپرسه: آقا شما گواهینامه و كارت ماشین ندارین؟! یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میكنه از تو داشبرد گواهینامه و كارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ. سرهنگه میگه: می‌تونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی كنم؟ یارو میگه: خواهش میكنم، بفرمایید. سرهنگه میره در صندوق عقب رو باز میكنه، میبینه اونجا هم خبری نیست. برمیگرده به مرده میگه: ولی زیردست من گزارش داده كه شما گواهینامه و كارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه! یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردین. به خدا این افسره عقده‌ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت می‌رفتم
 
صفهانیه سوار تاكسی میشه، آخر مسیر به رانندهه میگه: حاج آقا كرایه ما چقدر شدس؟ یارو میگه: 50 تومن. اصفهانیه میگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بیشتر نیمیشد، بعدشم من 30تومن بیشتر ندارم، حالا فعلا این 20 تومنو بگیر... یارو پولو میگیره، میشمره میبینه 10 تومنه!!
 
پرگاره سیاه مست میكنه، مستطیل میكشه!!
 
یارو پیرمرده میره دكتر، دكتره (علاوه بر نیم كیلو قرص و آمپول) براش آزمایش اسپرم مینویسه. پیرمرده میپرسه: دكتر جون، جریان این آزمایش اسپرم چیه؟ دكتره میگه: چیزی نیست پدرجان، شما این شیشه رو بگیر ببر خونه، شب یك حالی به خودت بده، نتیجه رو بریز تو این شیشه. خلاصه پیرمرده شیشه رو میگیره میره خونه، فردا برمیگرده مطب، دكتره میبینه شیشه همچنان خالیه. میپرسه: چی شد پدرجان، این شیشه كه خالیه؟ پیرمرده میگه: نشد دكترجان.. نشد! دكتره میپرسه: یعنی چی نشد؟ پیرمرده میگه: والله من دیروز رفتم خونه، اول با دست راست امتحان كردم، ...نشد. بعد با دست چپ امتحان كردم، بازم نشد. بعد با دو دست.. نشد كه نشد. خانم روصدا كردم، خانم با دست چپ امتحان كرد، نشد. با دست راست امتحان كرد، نشد. حتی با دهن امتحان كرد، باز هم نشد! خلاصه كبری خانم زن همسایه رو صدا كردیم، ایشون با هر دو دست امتحان كردن، نشد.. حتی گذاشتش لای زانوش... نشد كه نشد! دكتره كف میكنه، میگه: خانم همسایه رو هم صدا كردین؟! پیرمرده میگه: بــعــلــه دكتر جون، خلاصه كه هرچی چندنفری زور زدیم، در این شیشة صاب‌مرده باز نشد كه نشد
 
سوسكه به خودش نارنجك میبنده، میره زیر دمپایی
 
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملكته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی كه بخواد گذاشته بشه روباید اول بابای من امضا كنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من نمایندة مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من سرباز صفره... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون
یه روز به یك ماره میگن جرا افسورده ای ؟ میگه اخه دو سال بود با دوختر همسایهمون دوست بودم اخر فهمیدم یك تیكه شیلنگ بوده
 
 

نظرات() 
myforexpartner.com
پنجشنبه 1 اسفند 1398 04:03 ب.ظ
Greetings from Carolina! I'm bored to death at work so I decided to check out your site on my iphone during lunch break.
I enjoy the knowledge you provide here and can't wait to take a look when I get home.
I'm shocked at how quick your blog loaded on my phone ..

I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyhow, superb site!
Thai spa near me
پنجشنبه 1 اسفند 1398 03:32 ق.ظ
I have learn some good stuff here. Definitely value bookmarking for revisiting.
I wonder how much effort you place to create this kind of wonderful informative web
site.
mia Khalifa Xxx
چهارشنبه 30 بهمن 1398 07:06 ب.ظ
I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you create
this website yourself or did you hire someone to do it for you?
Plz answer back as I'm looking to construct my own blog and would like to know where u got this
from. appreciate it
salon services at home
چهارشنبه 30 بهمن 1398 01:33 ب.ظ
I do consider all the concepts you've presented
to your post. They are really convincing and can certainly work.

Nonetheless, the posts are very quick for starters.
May you please extend them a bit from next time? Thank you for the
post.
various skin conditions
چهارشنبه 30 بهمن 1398 11:26 ق.ظ
I was just looking for this information for some time.

After six hours of continuous Googleing, at last I got it in your website.
I wonder what's the lack of Google strategy that don't rank this kind of informative websites in top of the
list. Usually the top websites are full of garbage.
xxx free porn movies
سه شنبه 29 بهمن 1398 04:39 ق.ظ
Whats up very cool blog!! Guy .. Excellent .. Amazing .. I'll bookmark your site and take the feeds additionally?
I am satisfied to find numerous helpful info
here in the publish, we want work out more strategies in this regard, thank you for sharing.
. . . . .
internet
دوشنبه 28 بهمن 1398 01:54 ق.ظ
Hello mates, how is everything, and what you would like to say
concerning this post, in my view its really remarkable in favor of me.
The Woman in the Window review
یکشنبه 27 بهمن 1398 09:10 ب.ظ
Should you be owning an assault that is not extreme, force the environment
from the lung area until they can be unfilled.
Inhale out fast and difficult. Try hard to drive air away from your lungs!Suck in for 3 speedy breaths,
accompanied by a greater a single, just before exhaling
with power again. This will likely make you pay cautious focus
to your breaths. It also expels air flow to come out of the respiratory
system so far more can enter. You might cough or generate sputum, because your
main target is becoming you to definitely breathe normally once
more. Source: https://thewomaninthewindow.org/
gbolseefe
یکشنبه 27 بهمن 1398 02:03 ق.ظ
write my term paper free http://termpapernfu.com/ - buying term papers cheap custom term papers <a href="http://termpapernfu.com/#">cheap custom term paper</a> help writing a term paper
house keeper
شنبه 26 بهمن 1398 07:37 ب.ظ
Hi! I could have sworn I've been to your blog before but after browsing through many of the articles I realized it's
new to me. Regardless, I'm definitely delighted I discovered it
and I'll be book-marking it and checking back frequently!
Terri
شنبه 26 بهمن 1398 04:29 ب.ظ
At this point you've learned that you aren't on your own in experiencing acne breakouts.

The best way to guarantee clear, acne breakouts-free skin area is to build a cleaning routine
that can be useful for your unique type of skin.
Source: https://freeguyryanreynolds.blogspot.com/2020/02/de-free-guy-adventure-comedy-trailer.html
Lynne
شنبه 26 بهمن 1398 05:33 ق.ظ
Strike Nervousness To The Curb With 5 Suggestions
Source: https://thewomaninthewindowjennifer.blogspot.com/2020/02/the-woman-in-window-amy-adams-is.html
Jimmie
جمعه 25 بهمن 1398 09:54 ب.ظ
Hi everyone, it's my first pay a quick visit at this website, and article is genuinely fruitful for me, keep up posting these
types of content.
canadian pharmacy cialis 20mg
جمعه 25 بهمن 1398 06:47 ب.ظ
manner canadian pharmacy cialis 20mg town
whether [url=https://getcialistabsfasty.com/]canadian pharmacy cialis 20mg[/url] regional
generic viagra sales
جمعه 25 بهمن 1398 09:42 ق.ظ
direct independence generic viagra sales sure lake sale generic
viagra online pills actually desire generic viagra sales
back harm [url=http://viacheapusa.com/#]generic viagra sales[/url]
virtually recognition viagra uk deeply obligation
Office 365 Support
جمعه 25 بهمن 1398 04:51 ق.ظ
Microsoft Office Home and Business 2019 Product Key Activation license Check
it out $18.97 homebusiness microsoftoffice homeproduct
adultfriensfinder
پنجشنبه 24 بهمن 1398 07:42 ب.ظ
Incredible quest there. What occurred after? Thanks!
fleck 5600sxt 48000
پنجشنبه 24 بهمن 1398 05:16 ب.ظ
Aw, this was an incredibly good post. Taking the time and actual effort
to produce a really good article… but what can I say… I put things off a lot and never manage to get nearly anything done.
buy seo
پنجشنبه 24 بهمن 1398 04:43 ب.ظ
Hello, all is going fine here and ofcourse every one is sharing information, that's genuinely fine,
keep up writing.
That La Ngon
پنجشنبه 24 بهمن 1398 03:05 ب.ظ
Muốn ăn món thức ăn này, bạn phải đến Thiệu Hưng.
Phật nhảy tường chính là món ăn rất là cung cấp
nhiều dinh dưỡng nhưng cũng chính là món ăn cực kỳ đắt đỏ do Các nguyên liệu được lấy từ
những nguồn Nguyên vật liệu thời thượng có
từ rất lâu rồi. Đây sẽ là một món sơn hào hải
vị cực kì hấp dẫn. Với thành phần phonjg phú từ hải sâm cho
đến nấm mèo cũng đủ thấy đc Các nguyên liệu cần có
đa dạng mẫu mã của món ăn này. những
đầu bếp sẽ hầm từng thành phần rồi mới bỏ vô thốđể hầm chung.
Rượu Thiệu Hưng là luôn luôn phải có trong món thức ăn này.
Giai đoạn hầm chung phải thật sự kỹ lưỡng, đậy nắp lại
kỹ bằng lá sen và hầm trong 5 -6 tiếng. hương thơm bốc lên nghi ngút trong làn khói, hương thơm
bay khắp nơi, Các nguyên liệu được hầm nhiều tiếng
rất mềm và gần như tan trong miệng.
deltasone 20 mg
پنجشنبه 24 بهمن 1398 05:03 ق.ظ
the championship [url=https://bvsinfotech.com/#]deltasone 20 mg[/url]
physically policy together weakness prednisone deltasone 10 mg tablet altogether dead deltasone 20 mg less interview
Cách làm bánh khoai
چهارشنبه 23 بهمن 1398 02:28 ب.ظ
Nếu đến vùng Cam Túc mà chưa thử qua mì bò Lan Châu
thì cụ thể là một thiếu sót lớn. Sợi mì dai dai và đc cắt khúc gọn gàng đều được làm trọn vẹn bằng tay thủ công.
To bạn dạng và dày chính là Điểm lưu ý của miếng thịt bò trong mì bò Lan Châu.
Phải đạt được 5 yếu tố thì mì mới
hoản hảo. phụ thuộc vào sự hoà quyện gam sắc từ đỏ, trắng,
xanh, vàng ăn với nước dùng ngon đã đánh
tan chảy con tim biết bao nhiêu khách ăn. Rất khó
mà kiềm lòng khi bạn đang có tô mì bò Lan Châu trước mặt.
Sự thanh ngọt, đậm chất từ nước dùng xương bò,
vị cay cay từ ớt, mùi vị thanh thuần từ của cải hầm kỹ, độ thanh mát từ rau
& sợi mì dai dài đậm vị trứng. Hiệphội ẩm thực Trung Quốc đã bắt đầu đánh
giá mì bò Lan Châu là “Đệ nhất mì Trung Quốc”
Group escorts video
چهارشنبه 23 بهمن 1398 05:57 ق.ظ
Hi there friends, how is everything, and what you want to say
concerning this paragraph, in my view its truly amazing for me.
Adolph
سه شنبه 22 بهمن 1398 10:21 ب.ظ
I'm impressed, I have to admit. Rarely do I come across a blog that's both equally educative and engaging, and
without a doubt, you've hit the nail on the head. The issue is something that too few men and women are speaking intelligently about.

Now i'm very happy that I came across this in my search for something concerning this.
cách làm nem chua
سه شنبه 22 بهمن 1398 07:01 ب.ظ
Loại hamburger đượctín đồ Trung Quốc
dùng nhiều nhất không hẳn đến từ phương Tây.

Rou jia Mo chính làhamburger Trung Quốc trứ danh.
Có bắt đầu từ thành phố Thiểm Tây, Rou jia Mo chính là món ăn đặc sản địa phương nên thử khi đến đâu đây.
tạo ra vỏ bánh không phức hợp khi chúng chỉ được thiết
kế từ các Nguyên vật liệu như nước, bộ,
men nở. Phần vỏ bánh sẽ có được nướng bằng lò đất sét hoặc bếp nướng điệntử.
hương vị vỏ bánh khá bùi, dai tương đối qua
trọng. có nhiều loại thịt nên bạn không lo không
kiếm được phần nhân ưng ý. nếm nếm
thêm rau xanh thơm & gia vị nếu bạn muốn.
CáCh LàM Nem NướNg
سه شنبه 22 بهمن 1398 09:47 ق.ظ
Nhắc đến VN thì không thể nào không nhắc
đến những món ăn tuyệt vời của đất nước bọn họ.
sử dụng cao nhất nguồn gia vị có sẵn để chế biến ra các món thức ăn thơm ngon. những đầu bếp gần đây không cần là đầu bếp 5 sao mới biết phối
kết hợp Nguyên liệu and các gia vị với nhau.
phụ thuộc vào trí mưu trí & tài hhoa
mà ẩm thực xứ Việt luôn luôn có những món ăn làm nức lòng
khách ăn. Giữa muôn trùng mỹ thực
thì sẽ thật khó để tín đồ tìm thấy quyết định đúng chuẩn sẽ thử món thức ăn nào trước.
Văn hoá ẩm thực VN thật sự đã mang đến ít
nhiều các món ăn là đại diện ưu tú nhất.
không còn để bàn cãi nữa, những món ăn dướiđây đều
là các món không thể không nếm một lần.
công thức món ăn
دوشنبه 21 بهمن 1398 08:45 ب.ظ
Muốn ăn món thức ăn này, bạn phải đến Thiệu Hưng.

Phật nhảy tường là món ăn cực kỳ cung cấp nhiều dinh dưỡng nhưng cũng là món ăn cực kì đắt đỏ do Nguyên vật liệu được lấy từ
các nguồn Nguyên vật liệu thời thượng
có từ thời xưa. Đây sẽ là một món sơn hào hải vị rất là cuốn hút.
Với phần tử phong phú từ hải sâm cho đến nấm cũng đủ thấy đc Nguyên vật liệu nhiều chủng loại của món ăn này.
những đầu bếp sẽ hầm từng thành phần rồi mới
bỏ vô thố để ninh chung. Rượu Thiệu Hưng là không thể
không có trong món ăn này. Giai đoạn hầm chung phải thật
sự kỹ lưỡng, đậy nắp lại kỹ bằng lá
sen & hầm trong 5 -6 tiếng. hương thơm bốc
lên nghi ngút trong làn khói, hương thơm bay khắp nơi,
Nguyên vật liệu đc hầm nhiều tiếng
rất mềm và gần như tan trong miệng.
best-forex-companies.com
دوشنبه 21 بهمن 1398 06:25 ب.ظ
I absolutely love your blog and find nearly all of your post's to
be just what I'm looking for. Do you offer guest writers
to write content for yourself? I wouldn't mind producing a post or elaborating on a few of the subjects you write regarding here.
Again, awesome site!
Dominga
دوشنبه 21 بهمن 1398 02:08 ب.ظ
You were inherently created whole, competent at receiving the gift of healing which has been yours all along, if you can open for the
best transformative process in creation, that of recognizing yourself as
holy. Endorphins, serotonin and noradrenaline will also be released
during acupuncture. Diet plays a crucial role
in all around health including brain health.
IT Outsourcing
دوشنبه 21 بهمن 1398 07:02 ق.ظ
Do you have a spam issue on this site; I also am a blogger,
and I was wanting to know your situation; we
have created some nice practices and we are looking to swap techniques
with others, please shoot me an e-mail if interested.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30

نویسندگان

نظرسنجی

    نظر شما درباره مطالب سایت




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic